اين غزل را تقديم می کنم به مردی

 که در باران نيامد :

ديکته

بنويس...با با .... آب ....

بابا .....

 اب  .....

باشد

اما بگو تا کی دلم بی تاب باشد

آقا معلم گوش کن سخت است مردی

تنهاترين نيلوفر مرداب باشد

اين حرفها را گوش کن شايد که فردا

عکس من و عکس تو توی قاب باشد

خورشيد را کشتيد شب شد خوب کافی است

بگذار حالا لااقل مهتاب باشد !!!

سيلی بزن سيلی بزن عيبی ندارد

سيلی بزن سيلی که شايد خواب باشد

بنويس بابا باز بابا باز بابا

بنويس بابا يک طلای ناب باشد

اين واژه ها را تا قيامت می نويسم

اما بگو تا کی دلم بی تاب باشد

 *************

اين غزل را با صدای خودم و دوست عزيزم فرامرز بشنويد

دانلود نماييد