به نام دوست

امروز 17 دی ماه است و

سرما ديگر تنها . آن سوی پنجره نيست...

یک سال می شود که تو رفتی و من هنوز

یک لحظه ام به رفتنت عادت نکرده ام

سپاس خدایی را که سرود :

تو را مرا عشق را و اشک را

سیب را

باران را ...

سلام حضرت دریا چقدر دلتنگی

از اینکه حنجره ات دست گوش ماهی هاست ...

می دانم امروز فرشته ها سالروز تولدت را جشن گرفته اند

و مردم شهر .....

خوب می دانم

بعد از تو کودکان دبستانی افسانه

مردی که در باران آمد ....

را می خوانند

چطور می توان سرود تو را دریا را بی نهایت را - بابا را........

چقدر ساده غزل خداحافظی را خواندی ...

می گویند : نامه هایم به تو نمی رسد

برایت صلوات می فرستم ...