وقتی از پیاده رو عبور می کنم
در نگاه شاعرانه ام

تمام عابران تو می شوند
تو ولی شبیه هیچ کس
تو هیچ وقت شکل هیچ کس نبوده ای
کاش خواب می شدی
تا که قرصها تو را به چشم من بیاورند
تو شبیه داستان آن پری
هیچ وقت خوب از آب در نیامدی
تو شبیه عکس کهنه پدر بزرگ
هر چه زل زدم
از میان قاب در نیامدی

**

آه ! ای تبسم اصیل

ای سکوت بی دلیل

من چقدر دوست دارم این سکوت را

آخر این سکوت تو

از تمام شعرهای من

قشنگ تر تمام می شود.