دلم گرفته کسی نیست تا صداش کنم

نگاه بر گل زیبای خنده هاش کنم

 

دلم گرفته کسی نیست تا وجودم را

به یک اشاره چشمان او فداش کنم

 

دلم پر است و کسی نیست تا اناری را

به یاد سرخی لبهاش چهارقاش کنم

 

دلم به قاصدکی پر شکسته می ماند

نسیم زلف کسی نیست تا رهاش کنم

 

کدام کوه گران راه را بر او بسته است

بگو به معجزه عشق جابجاش کنم

 

نمانده عکسی از آن نازنین که هر نوبت

دلم گرفت اگر لااقل نگاش کنم

 

عروسی است همین روزها که می آید

چرا به تلخی این بیت ها عزاش کنم